خرید بک لینک
طی یک پست پرایوت که ثبت موقت زدم یک سوال مهم برای خودم رو پرسیدم .ایا تحصیلات ، شخصیت به ثمر میاره ؟میخواستم سرچ گوگل بزنم منتهی پاسخ سوالم کشیده شد به دیده و شنیده های خودممادر تجربه گفت وایسا این یکی رو خودمون جواب بدیم .حقیقت اینجاست که من علاقه ای مفرط به دادن جواب های کلی دارم چون در بردارنده بخش بیشتری از حقیقت هستند .شخصیت وجه های گوناگون و متفاوتی داره و تحصیلات توانایی رشد بعضی از قسمت ها رو داره و بله تاثیر هم داره.ولی شخصیت باز هم به هزاران موقعیت گره خورده ، موقعیت هایی که پیش میان تا تو به شناسایی بیشتر خودت و اطرافیانت بپردازی .و همین جاست که ما انسان های خودمون رو چه دارای تحصیلات و چه بدون تحصیلات با توجه به روندی که پیش میریم و قرار میگیرم انتخاب میکنیم .

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 16:03

کلاس پنچم که بودم ،بابام اولین تبلتمو برام خرید.توی اون تایم بین آهنگ های خارجی و ایرانی که بابام گوش میداد و منم بعدتر راهشو ادامه میدادم قایمکی چندتا اهنگ از دختر داییم گرفته بودم یکیکشون اهنگ باورن باریو ملانی بود که منو دختر داییم حفظش کرده بودیم و همش باهم میخوندیم و چندتا اهنگ دیگه که یکیشون یاس بود اهنگ مسافر درست یادمه اونجا بوو که مغزم منفجر شد وقتی برای اولین بار رپ توسط ب پدر رپ با رپ اشنا شدم.پ.ن: من میترسیدم کسی اهنگ هامو گوش بده بعد دعوام کنه که اینا چیه گوش میدیدی بخاطر همین پلی لیستمو هاید میکردم که یوقوت کسی نبینه .پ.ن: اولین کراشم هم آرمین توی اف ام بود...

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 16:03

هرچقدر بیشتر اخبار مسمویت مدارس دختران رو میشونم بیشتر حس میکنم مردان از درک زنان جا موندن .که چقدر حس کثیفی داره ، اینکه حتی بعضی از خود همجنس هامون هم در این روند تاثیرگذارند.حقیقت حس میکنم میزان توانمندی زنان و این که چقدر قدرتمندتر هستند و میتونند جهان رو دگرگون کنند سیاست رو عصبانی میکنه و میخواد که جلوگیری کنهمثل تمام تاریخ این هم زمان میبره ولی تنها کارهاشون باعث افزایش این نفرت و آگاهی بیشتر ملت میشه .

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 18 اسفند 1401 ساعت: 11:36

/چپستر اول/_ واژه شناسی : ندانم گرایی یا لاادریگری یا اَگنوستیسیزم و به انگلیسی (Agnosticism)_مفهوم:نوعی درک فلسفی که بنا انکار بر دانستن درستی یا نادرستیِ برخی ادعاها و بهطور ویژه مانند امور فراطبیعی، مانند الهیت، زندگی پس از مرگ، وجود خدا و موجودات روحانی یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم یا به شکل «ندانمگویی»، از اساس ناممکن میداند.ندانمگرایی بهمعنی نداشتن دانش کافی در رد یا اثبات وجود یک پدیده است و به زیرشاخههای مختلفی تقسیم میشود.ندانم گرایی نیرومند :(کپی از ویکی پدیا )این که پرسش وجود یا عدم وجود خدا یا خدایان، به دلیل ناتوانایی ذاتی مان، از نظر منطقی پاسخی ندارد. یک ندانمگرای نیرومند میگوید: «من نمیتوانم بدانم که خدایی هست یا نه، همانطور که شما هم نمیتوانید بدانید».به ندانمگرایی نیرومند در این شعر از عمر خیام اشاره شدهاست:آنان که محیط فضل و آداب شدند/ در جمع کمال شمع اصحاب شدند/رَه زین شب تاریک نبردند برون/گفتند فَسانه ای و در خواب شدند_ ندانم گرایی در شاخه هایی بر باور های متفاوت و بر شاخه های بسیاری بر اساس میزان اطمینان افراد و شک و میزان وقدرت رد صلاحیت تقسیم بندی می شود.*در سال ۱۹۵۳ راسل در مقاله «ندانمگرا بودن چیست؟» میگوید:«یک ندانمگرا فکر میکند که دانستن حقایقی در مورد خدا و زندگی بعدی آنگونه که مسیحیت و دیگر ادیان به آنها میپردازند، غیرممکن است، یا اگر غیرممکن نیست، در حال حاضر، غیرممکن است».------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------خداناباوری به معنی اعتقاد نداشتن به وجود خداست اما ندانمگرایی به معنی نداشتن دانش و

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 18 اسفند 1401 ساعت: 11:36

امیرحسین گفت واسش پرچم کانادا رو درست کنم ولی چون رنگ قرمز نداشت من هند رو درست کردمالانم نشستم خونه و از اخرین لحظات ارامشم استفاده میکنم چون قراره به سمتم هجوم بیاره+دیروز رفتم خونه زهرا/دیگه نمیگم زهرا شون،خونه مجردی به حساب میاد،کلی باهم حرف زدیم و برام چایی شیرین درست کرد خوردمو یک چیزی درباره زهرا هست که کنار شخصیت منطقیش جذابش میکنه اونم اینکه قدش بلنده و من در آغوشش کاملا جا میشم دوبل کیوتش میکنههمیشه وقتی ماهانه نویسی میکنم از جمعه هام میگم چون تنها روزای هفته ان که کارهای متفاوت میکنم سو_خونه عمه هام کنار همه و هر وقت اونجام اینجوری میگذره که من میرم صبحانه رو خونه عمه ف میخورم ناهار پیش عمه میم هستم و سپس شام رو میریم با دختر عمه ها بیرون .کلا وایب دختر عمه هام رو دوست دارم ، میشینیم روی تخت ولوییم ، من اصولا لتیشرت صورتی پری رو میپوشم و تا سرحد اسکولیت چرت و پرت میگیم و میخدیم و از بقیهو اتفاق ها حرف میزنیم یعنی محدثه حرف میزنه و منو پری تحلیل میکنیم و وقتاییم میریم بیرون تنها اوقات دخترونه طور هفته مو تجربه میکنم چون حتی اگه نخوامم باید ارایش کنم و لباس های خانومانه این دو بشر رو بپوشم تا ههمون شبیه هم باشیم . و بهم خوش میگذره+هفته قبلش با پری قصه ها و بچها بیرون بودم چند وقتی بجنورد بودن و شب ناراحت کننده وارومی بود سرد بود خیلی سرد برف اومده بود و همجا بشدتت قشنگ بود و اخر شب من و زهرا زیر یک چراغ برق وایساده بودیم و از سرما میلرزیدیم و باهم حرف میزدیم فکر کنم بعد 6 و7 ماه دیده بودمش و خیلی تلاش میکرد مثل قبل باشه و همین یزره خسته و ناراحش کرده بود_هفته گذشته اشو یادم نیست ولی احتمالا روز خوبی بوده_اپلود هام میشه پیرسینگ کردن گوشم بعد عمریو اینکه خیلی کم حرف ت

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: يکشنبه 7 اسفند 1401 ساعت: 19:47

اگه زمان از حال حاضر کش پیدا کنه و آینده دقیقا براساس اعمال حال من پیش بره - فکر کنم پیشرفتم نسبت به قبل از اون جایی شروع شد که خودم رو با بقیه مقایسه نکردم و به خودم ارزشی بخشیدم و خودم رو مناسب دیدم حالا این دو رو باهم ترکیب میکنم .اگه در اینده من نسبت به کسایی که باهاشون بزرگ شدم انسان موفقی از نگاه جامعه به حساب نیام چی اگه اون ها ماشین بهتری از من داشته باشن خونه بهتری و زندگی بهتری من با ا م هایی بزرگ شدم که سطح درسی بالایی داشتن و الان هم رشته های خوبی در شهر های بزرگ درس میخونن . اگه اینده خیلی ترسناک شه و من کوچک و متوسط باقی بمونم ، نازنین واکنشش چه چیزی خواهد بود ؟میخواد چیکار کنه ؟ چطوری قراره هندلش کنه ؟هرچقدرم هم زندگی شو با بقیه مقایسه نکنه ،باز هم سختی زیادی کشیده و حقش نیست اینجوری زندگی کنه .البته سال پسش هم همین فکر ها توی سرم بود ولی فقط خودم میدونم که چی دارم میکشم به کجا میرم و نمیتونم اسونش بگیرم نمیتونم بگم میگذره و درست میشه باید درست بشه .من راهی ندارم هم خودم خستم و هم تگیه گاهم خسته است .و این خستگی بدترین نوع خستگیه .فقط میدونم همیشه متوسط بودم و بهتر نبودم شاید یک بار نازنین لیاقت بهتر بودن رو داره و من متوسط نمیدم بهش

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: يکشنبه 7 اسفند 1401 ساعت: 19:47

صفحه بندی